ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

159

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

422 چاپ آلمان آمده است : خانه‌اى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در آن متولد گشتند ، داخل خانهء محمد بن يوسف ثقفى برادر حجاج بوده ؛ زيرا عقيل بن ابى طالب پس از هجرت پيامبر ، خانهء حضرت را در اختيار خود گرفت ؛ به صورتى كه در زمان حجة الوداع از حضرت سؤال شد : يا رسول اللّه ، شما كجا فرود خواهيد آمد ؟ حضرت در جواب فرمودند : « مگر عقيل براى ما سايبانى گذاشته است ؟ » « 1 » و همچنان آن خانه در اختيار عقيل و فرزندش قرار داشت تا آن كه محمد بن يوسف ثقفى آن را از ابن عقيل خريد و ضميمهء منزل خود كرد ، اين وضعيت همچنان ادامه داشت تا آن كه خيزران مادر دو خليفه ؛ موسى و هارون در سال 171 هجرى جهت انجام مراسم حج به مكه سفر نمود و خانهء پيامبر را از خانه ابن يوسف جدا كرد و بر روى آن مسجدى ساخت و كوچهء آن را از ميان خانهء ابن يوسف قرار داد و كوچه به نام « زقاق المولد » شهرت يافت . ابو الوليد مىگويد : از جدّ خود و يوسف بن محمد شنيده است كه محلّ تولد و خانهء حضرت همان محل ياد شده است و در اين مطلب ميان اهل مكه اختلافى وجود ندارد . ليكن در كتاب « المواهب اللدّنيه » ، اختلاف نظرى راجع به محل ولادت حضرت وجود دارد كه در اين مورد آمده است : حضرت در مكه در خانه‌اى كه محمد بن يوسف ثقفى در آن زندگى مىكند ، به دنيا آمده‌اند و نيز گفته مىشود : در شعب بنى هاشم و نيز گفته شده : در ردم ، همچنين بنا به قولى : در عسفان . و عياشى در سفرنامه‌اش ( ص 225 ، ج 1 ) پس از آن كه محل تولد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را بر خلاف نظر سيره‌نويسان رد كرده ، مىنويسد : « عجيب آن كه آنان محلى به اندازه خوابيدن يك نفر در اين خانه را به عنوان محل

--> ( 1 ) - مورخين سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در اين گونه روايات تاريخى كه در دوران بنى اميّه و براى بدنام كردن علويان و بويژه نزديكان امير المؤمنين عليه السّلام ساخته شده با ديده شك و ترديد نگاه مىكنند ، بيشتر اين روايات براى خدشه دار شدن چهره امير المؤمنين از سوى معاويه و ديگر فرومايگان بنى اميه ساخته و در كتابهاى سيره و تاريخ و حديث گنجانده شده است . براى آگاهى از اين‌گونه مجعولات به كتابهاى فراوانى ، از آن جمله كتاب ( الصحيح من سيرة النبى صلّى اللّه عليه و إله ) نوشته استاد جعفر مرتضى عاملى رجوع شود « مترجم » .